تبلیغات در اینترنتclose
نژاد پرستی از نوع مانقورتیسم




ارسال پاسخ
تعداد بازدید 326
نویسنده پیام
moranli آفلاین


ارسال‌ها : 12
عضویت: 14 /5 /1392
سن: 23
شناسه یاهو: moranli@yahoo.com


نژاد پرستی از نوع مانقورتیسم

نژاد پرستی از نوع مانقورتیسم

نقدی بر مصاحبه دكتر سید جواد طباطبایی در مجله «مهرنامه»
مهندس حسن راشدی : 30 تیر1392

شاید
بعضی­ها مفهوم واژه «مانقورت» رابه درستی ندانند، ولی تصورما بر این است
كه آقای دكتر سید جواد طباطبایی معنی و مفهوم آنرا می­داند، چرا كه رمان
«روزی به درازی یك قرن» چنگیز آیتماتف، نویسنده مشهور قیرقیز را كه در دنیا
خوانندگان بی شماری دارد، در ایران نیز بسیاری خوانده­ اند و احتمال
می­دهیم ایشان نیز این رمان مشهور را خوانده باشند.

در
این رمان «مانقورت» به افرادی اتلاق می­شود كه بر هویت خود بیگانه ­اند و
حتی پدر و مادر خود را هم نمی­شناسند و قصد كشتن آنها را هم دارند.
در
رمان «روزی به درازی یك قرن» چینی­ها كه دشمنی دیرینه با تركها دارند، با
حمله­ های ناگهانی، افرادی را از بین تركها ربوده به اسیری می­گیرند، آنها
این اسیران را در بیغوله­ ها نگهداشته و سرهای آنها را از ته می­­تراشند
و بر سر تراشیده آنها پوست گاو یا گوسفند كشیده محكم می­بندند تا موهائیكه
از سر این اسیران رشد می­كند وارونه رشد كرده بر پوست سرشان فرد رود، با
رشد موهها و فرو رفتن هر چه بیشتر موهها بر داخل پوست سر، زجر و شكنجه
اسیران به حدی می­رسد كه %۸۰ آنها می­میرند و فقط %۲۰ آنها زنده می­مانند
كه این زنده ماندگان، دیگر هویت، گذشته و همه چیزی كه در ذهن داشته­ اند رافراموش
می­كنند و تبدیل به موجودی می­شوند كه هر دستوری از طرف اربابان چینی خود
بگیرند بی چون و چرا اجرا می­كنند، اینها حتی در صورت روبرو شدن با پدران و
مادران خود، آنها را نمی­شناسند و به قصد كشتن آنها، تیر از كمان رها
می­كنند. به این افراد «مانقورت» می­­گویند كه امروزه به عنوان یك واژه، وارد ادبیات، بخصوص ادبیات تركی شده است.

در
دنیای مدرن امروز دیگر كسی را به این شكل بی­ هویت نمی­كنند، بلكه از
راههای مدرن بسیاری كه در آن شكنجه جسمی نباشد اما موثرتر از طریقه مانقورت
سازی باشد استفاده می­كنند.

در
رمان «روزی به درازی یك قرن» آیا مانقورت سازی به آن شكل غیر انسانی كه
چنگیز آیتماتف نویسنده چیره دست قیرقیز آن را به تصویر كشیده وجود داشته و
یا ساخته ذهن پویای خالق این رمان است، چیزی نمی­­دانیم، اما
امروزه «مانقورت» واژه شناخته شده از انسانی است كه پشت به هویت، موجودیت و
داشته­ های معنوی خویش كرده و از خود بیگانه باشد.

دكتر
شریعتی هم در كتاب «الیناسیون و یا از خود بیگانگی» تعبیری روان، ساده اما
معنی دار از «خودبیگانگی» دارد كه عین نوشته ایشان را در اینجا می­آوریم:

«وقتی
یك روشنفكر با «خویشتن» می­گُسَلد و این خویشتن عبارت از تاریخ و فرهنگ و
سنت و زبان و ادب و محتوای ملت یعنی ملیت وی است و ناچار، خلاء وجودی خود
را با محتوای فرهنگی دیگری پر می­كند، انسانی بیگانه با خویش می­شود و این
«غیر» همچون «جنّ» در
ماهیت و شخصیت ملی او رسوخ و حلول می­نماید و آنگاه او عوضی نظر می­دهد و
راه را هم عوضی انتخاب می­كند و عوضی عمل می­كند. چون به تعبیر عامیانه اما
پر معنی، او به راستی یك «آدم عوضی» است. چنین آدمی فرق نمی­كند كه یك
تحصیل كرده باشد یا فقط متجدد، ماركسیست باشد یا لیبرالیست، دست چپی باشد و
یا دست راستی، این ماركها همه به مثابه برچسب­هایی است به روی ظرفی كه
درونش هیچ چیز ندارد[1][1]».

مصاحبه
آقای سید جواد طباطبایی در مجلة «مهرنامه» آیینة تمام نمای فردی است كه
بیگانه با هویت خویش است، ایشان نه تنها بیگانه با زبان، فرهنگ، هویت و
موجودیت تركی و آذربایجانی خویش است حتی آنچنان در افكار نژاد گرایانه از
نوع مانقورتیسم گرفتار است كه بی توجه به مقام و موقعیت خویش به عنوان
استاد دانشگاه با داشتن مدرك دكترای فلسفه، شخصیت خود را در حد و اندازه
وب­گردی ساده و غرق در رؤیای لذت نژاد و زبان برتر، كه به علت نداشتن
استدلال، كامنت­ها و نظرات خود را همراه با توهین و فحش و ناسزا بر پای
مقاله­ ای در سایت و یا وبلاگی میگذارد، به نمایش می­گذارد!

آیا
بكارگیری جمله «پان تركیسم ملغمه­ ای از بیسوادی و بیشعوری است» در تیتر
این مصاحبه، جز نشان دادن خشم و انزجار درونی فردی جزم اندیش كه بدون ارائه
دلیل و برهان در ردّ تئوری «پان توركیسم» و پان­های دیگر، چیز دیگری را
به نمایش می­گذارد؟

«پان
توركیسم» هم مكتبی است مثل «پان ایرانیسم»، «پان فارسیسم»، «پان
ژرمانیسم»، «پان اسلاویسم»، «پان عربیسم» و پان­های دیگر، كه برای خود
مانیفست و استدلالاتی دارد كه البته طرفداران چندانی هم در دنیا ندارد.

اما
به خوبی میدانیم در ایران، حداقل حزب و تشكیلاتی به نام «پان توركیسم» كه
هویت طلبان آذربایجانی آنرا تشكیل داده باشند و در چارچوب آن فعالیت كنند
وجود ندارد. حتی من در حال حاضر در دنیا هم حزب و تشكیلاتی به نام «پان
توركیسم» نمی­­شناسم كه عده­ ای تحت لوای آن فعالیت كنند، اما حزب «پان
ایرانیسم» كه در حقیقت همان «پان فارسیسم» است را هم من می­شناسم و هم جناب
آقای سید جواد طباطبایی، كه در داخل همین ایران، چه در زمان رژیم گذشته و
چه اكنون فعالیت می­كرد و می­كند و رهبر این حزب هم در زمان پهلوی دوم
نماینده مجلس آن زمان، آقای محسن پزشكپور بود و بعد از انقلاب اسلامی هم
ایشان تا زمان درگذشتشان در سال 1389، همچنان ریاست آنرا به
عهده داشت و در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، نامة سرگشاده بلند بالایی هم
از طرف این حزب و توسط آقای پزشكپور در تاریخ 30/9/1377 به رئیس جمهور
ارسال شده بود[2][2].

آیا
آقای سید جواد طباطبایی تا به حال همین جمله مشهور خودش را در مورد این
حزب بكار برده و «پان ایرانیسم» را «ملغمه­ ای از بیسوادی و بیشعوری»
نامیده است؟

آقای طباطبایی می­گوید:

«زبانهای
محلی ایران از لحاظ فرهنگی فاقد اهمیت­ اند و بیش از این قابلیت بسط و
گسترش ندارند» احتمالاً منظور آقای طباطبایی از گفتن زبانهای محلی، بیشتر
زبان تركی باشد. در درجه
اول باید گفت زبان تركی آذربایجانی زبان محلی نیست، زبان محلی تعریف خاص
خود را دارد كه آقای طباطبایی حداقل تعریف آنرا باید بدانند و تركی
آذربایجانی در دایره تنگ این قالب نمی­گنجد. زبان تركی آذربایجانی، زبان
ملی تركان ایران و زبان فارسی هم، زبان ملی همكشوریهای فارس زبان و زبان
دولتی و رسمی كشور است.

تركی
آذربایجانی در ایران گستره­ ای به وسعت یك كشور كوچك هم نه، گستردگی یك
كشور متوسط را دارد. اگر دلایل و مستندات هویت طلبان و فعالین فرهنگی- مدنی
آذربایجان در مورد آمار جمعیت تركان ایران را هم نادیده بگیریم حداقل گفته
وزیر امور خارجه ایران، آقای دكتر صالحی در دی ماه سال ۱۳۹۰ در دیدار با
وزیر امور خارجه تركیه احمد داوود اوغلو را نمی­توان نادیده گرفت كه گفتند:
«نزدیك به چهل درصد ایرانیان به زبان تركی سخن میگویند».

گفته
وزیر امور خارجه ایران در مورد كثرت جمعیت تركان ایران اشتباه لسانی و یا
بلوف سیاسی نیست، بلكه حقیقی است آشكار كه متكلمین این زبان با دارا بودن
حداقل ۳۰ میلیون نفر از جمعیت ۷۵ میلیون نفری ایران، كه حقوقشان باید برابر
و مساوی با حقوق همكشوریهای فارس زبان در كلیه ابعاد كشور از لحاظ مادی و
معنوی و از كلیه امكانات آن باشد و زبانشان به عنوان دومین زبان رسمی كشور،
همطراز و موازی با زبان فارسی در كشور از ابتدایی تا پایان دانشگاه تدریس شود؛
عملا این جمعیت ۳۰ میلیونی حقوق زبانی و فرهنگی به اندازه جمعیت ۱۵۰ هزار
نفری اقلیت ارامنه ایران هم ندارند كه از مقطع ابتدایی تا پایان دانشگاه به
زبان ارمنی خود تحصیل می­كنند.

در
كجای جهان دیده شده زبان ۳۰ میلیون نفر از جمعیت ۷۵ میلیون نفری یك كشور
را زبان محلی بنامند و در كجای دنیا دیده شده این جمعیت ۳۰ میلیونی در حد
ابتدایی هم از حق تحصیل به زبان خود محروم باشد و وقتی این جمعیت بخواهد از
حق خدادادی خود برای تحصیل به زبان خود حرفی بزند او را «پان» بنامند!

من
می­خواستم از آقای طباطبایی بپرسم، اطلاعات ایشان در مورد زبان تركی چقدر
است كه چنین فتوایی می­­دهند، آیا ایشان میدانند در زبان تركی چند زمان
وجود دارد كه از عدم قابلیت بسط و گسترش آن صحبت می­كنند، اصلاً ایشان
می­توانند ساده­ ترین فعل تركی آذربایجانی را در ساده­ ترین زمان آن صرف
كنند؟

به
نظر می­آید اطلاعات ایشان از زبان تركی آذربایجانی در حد «منظومة حیدر
بابایا سلام» استاد شهریار باشد، ایشان حتی نام كتاب مشهور و حماسی تركان
را كه به عقیدة بسیاری از دانشمندان و ادیبان دنیا یكی از شاهكارهای زیبای
ادبی چند قرن گذشته است و «دده قورقود» نام دارد، «دده گورگوت» می­نویسد!

ایشان
اگر نام این كتاب را به تمسخر «دده گورگوت» می­نویسد، نشان می­دهد شخصیت
ادبی و دانشگاهی ایشان در چه حد و اندازه است! ولی اگر چنین نباشد، من حدسم
بر این است كه ایشان حتی جمله ­ای هم از این كتاب را نخوانده است و اگر
جمله­ ای و یا پاراگرافی از آن خوانده باشد، چیزی از آن درك نكرده است،
شاید هم اصلاً این كتاب را ندیده باشد، فقط نام آنرا شنیده باشد آنهم به آن
شكلی كه تلفظ كرده است!

ایشان
در این مصاحبه مكرراً هویت طلبان آذربایجانی را «پان ترك» می­نامد كه
خواستار اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی و تحصیل به زبان تركی خود در ایران
هستند، من احتمال نمی­دهم كه سواد ایشان در حدی پائین باشد كه نتواند
تحلیلی از مفهوم «پان توركیسم» داشته باشد. اما «پان توركیست» نامیدن كسانی
را كه خواهان تحصیل به زبان تركی خود در محدودة جغرافیایی سیاسی ایران
هستند، از عدم اعتقاد ایشان و
بسیاری از آنهایی كه ادعای روشنفكر و دموكرات بودن را هم یدك می كشند به
كمترین حقوق انسانی میلیونها انسان تركی است كه از كمترین حقوق زبانی و
فرهنگی هم در وطن خود برخوردار نیستند !

ایشان در جایی می­گوید «آذربایجانیها ترك نیستند بلكه ایرانیانی هستند كه به یكی از زبانهای مشتق از تركی سخن می­گویند».

جناب
آقای طباطبایی! تعریف حضرتعالی از «ایران» چیست و ایرانیان را چگونه تعریف
می­كنید؟ آیا شما هم مثل راسیسم فارس، ایران را مساوی فارس می­دانید؟

اگر
تعریف شما از ایران مثل آنها باشد، بزرگترین خیانت را خود شما به ایران
می­كنید كه ظاهراً نشان می­دهید به اتحاد و یكپارچگی آن خیلی علاقمند
هستید، ولی اگر چنین نیست باید تركها، تركمنها، بلوچها، كردها و عربهای این
سرزمین را هم ایرانی به حساب آورید.

ایران
كشور كثیرالمله­ ای است كه در آن ملل و اقوام مختلف با زبانهای و فرهنگهای
متنوع و رنگا رنگ زندگی می­كنند و ایران زمانی ایران است كه ملل و اقوام
آن، خود را نه از بیرون و در ظاهر، بلكه از درون ، ایرانی بدانند و
نمودهایی از زبان، فرهنگ، تاریخ، ادبیات، آداب، رسوم، هویت و شخصیت ادبی و
تاریخی و هنری خود را در همه ابعاد كشور و در رسانه­ های گروهی چون رادیو-
تلویزیون، كتابهای درسی و غیر درسی، سینما، تئاتر، مطبوعات و غیره لمس
كنند!

ولی
اگر شما هم مثل بعضی­ها ایران را در چارچوب زبان فارسی تعریف می كنید و
ورزشكاران ایرانی اعزامی به كشورهای خارج را كه تركیبی از جوانان با
استعداد ملل و اقوام كشور است زیر شعار «ستارگان پارسی» و «شاهزادگان
پارسی» می فرستید[3][3]
و همه ملل و اقوام كشور را با زبانها و فرهنگهای متنوع، زیبا و غنی­ شان
خرده فرهنگ نامیده می خواهید آنها را در «دیگ فارس سازی» ذوب كرده یكدست
كنید، مطمئن باشید شعاری كه در بازی بین تیم تراكتورسازی و الجزیره امارات،
در ورزشگاه تبریز در اسفندماه سال گذشته بر روی بَنِر بزرگ و به زبان
انگلیسی نوشته شده و به نمایش درآمد، تحت تأثیر همین تعاریف و برداشتهای
پارسی­ سازی و آریا محوری جنابعالی و همفكران شما بوده است!

جناب
آقای دكتر طباطبایی شما كه می­فرمائید «كل منابع ادبی موجود آذری [تركی]
را می­توان در دو ترم در دانشگاه برای پان تركیست­ها تدریس كرد» چقدر از
منابع ادبیات زبان تركی آگاهی دارید؟

آیا
نام كتاب «دیوان لغات التُرك» محمود كاشغری به گوشتان خورده است كه در قرن
پنجم هجری و هزار سال پیش نوشته شده و به تعبیر اغلب دانشمندان اولین
دایره المعارف دنیاست كه اولین نقشه رنگی جهان را هم به
همراه دارد، آیا چیزی از كتاب تركی قوتادقوبیلیك (علم اقتدار و سعادت سال
448 هـ ق)، عتبه الحقایق «قرن ۶ هـ.ق) دیوان حكمت، قصص الانبیاء، اوغوزخان
داستانی (قرن ۷)، صحاح العجم هندو شاه نخجوانی «قرن ۷ هـ ق) نهج الفرادیس،
معین المرید (قرن۷ هـ ق)، محبت نامه خوارزمی (قرن ۸ هـ ق) مقدمه الادب
زمخشری (قرن ۶ هـ ق) ، رونق الاسلام (قرن ۹ هـ ق) الادراك للسان الترك (قرن
۷) ، دیوان علیشیر نوایی، حبیبی، خلیلی، نسیمی، فضولی، ختایی، قاضی ضریر،
شیخ انوار، تاثیر تبریزی، ملاپناه واقف، ودادی، میرزاشفیع واضع، حكیم هیدجی
زنجانی، محمدباقر خلخالی، خورشید بانو ناتوان، سید عظیم شیروانی،امامقلی
فراغی، حكیم تیلیم خان ساوه ای، مأذون قشقایی ، نباتی، صابر و دهها شاعر و
نویسنده دیگر كه به تركی اثر آفریده­ اند اطلاع دارید؟

آیا
می دانید كتیبه ای عظیم از نادرشاه در كلات نادری خراسان ، هم اكنون هم
مثل خورشید می درخشد كه با آن عظمت ، شعر تركی آذربایجانی را در دل خود جای
داده است ، آیا از فرهنگ لغات تركی- فارسی سنگلاخ دوره نادری اطلاعی دارید
؟

از
ادیبان و نویسندگان معاصر آذربایجانی جز استاد شهریار چه كسی را می شناسید
؟ آیا از شعرا و ادیبان قشقایی، خراسانی، همدانی، ساوه ای، قزوینی، اراكی،
و حتی فِریدَن اصفهان كه به زبان تركی اثر

آفریده اند ، آنهم در شرایطی كه حتی به اندازه كلاس اول ابتدایی هم حق تحصیل به زبان تركی خود در مدرسه نداشتند كسی را می شناسید ؟

آیا همة این آثار را در دو ترم دانشگاهی می­توان برای پان توركیست­ها تدریس كرد؟

آیا جنابعالی چیزی از ادبیات آذربایجان شمالی، شعرا و نویسندگانش میدانید؟

آیا
خبردارید كه اولین اپرای دنیای شرق در آذربایجان شمالی و توسط عُزیر حاجی
بیگلی 108 سال پیش به زبان تركی آذربایجانی آفریده شده، آیا چیزی از موسیقی
و شور امیراوف آذربایجانی می­دانید كه آقای شاملو شاعر معروف ایرانی آنرا
اثر خارق العاده­ای نامیده، آیا میدانید هابیل علی اوف چه غوغایی در كمانچه
بپا می­كند كه تحسین استاد شجریان را بر می­ انگیزد و آقای دكتر طباطبایی
خبر دارید كه جایزه نوبل ادبیات با اثر «منیم آدیم قیرمیزی» (نام من سرخ-
در سال 2006 میلادی) به نویسنده ترك، اورهان پاموك تعلق گرفت؟

آیا فكر می­كنید همة اینها در دو ترم دانشگاهی قابل تدریس است، آنهم برای پان توركیست­ها؟!

آیا دانشگاههای جمهوری آذربایجان و تركیه با دو ترم دانشگاهی دانشجوهایشان را فارغ التحصیل می­كنند؟

نگوئید
ادبیات و آثار آن كشورها ربطی به تركهای ایران ندارد، زبان و ادبیات ، مرز
سیاسی نمی­شناسد مگر در ایران استادان دانشگاه و دانشجویان ایرانی اثر
رودكی را مطالعه و تدریس و تحصیل نمی­كنند؟

رودكی كه ایرانی نیست، رودكی تاجیك و نهایتاً یك افغانی است، این كشورها هم كشورهای دیگری هستند[4][4].مگر
شما اثری مولوی را در دانشگاه به دانشجویانتان تدریس نمی­كنید، مولوی زاده
بلخ است و از خانواده ترك خوارزمشاهی و بزرگ شده قونیه و تركیه امروز، و
در آنجا هم مدفون است، مگر اشعار فارسی وی را در دانشگاه­های ایران تدریس
نمی­كنند؟

زبان تركی و ادبیات تركی در هر كجای جهان آفریده شده باشد متعلق به گنجینه ادبیات همه تركهاست،
در ایران هم اگر امكان تحصیل به زبان تركی در طول ۹۰ سال گذشته بود، چه
بسا آثار ادبی ستُرگ تر از اثر عزیزنسین، یاشار كمال، ناظم حكمت و اورهان
پاموك به زبان تركی آذربایجانی آفریده می شد.

در
ایران امروز بسیاری از نامداران معاصر اثر فارسی هم از تركان ایران هستند،
چرا كه وقتی انسان اجازه تحصیل به زبان خود نداشته باشد طبعاً استعداد خود
را هر چند سخت هم باشد به شكلی، در زبانی كه اجازه تحصیل به او می­دهند بروز می­دهد، صمد بهرنگی، شاملو، دكتر رضا براهنی، دكتر غلامحسینساعدی و بسیاری دیگر نمونه­ هایی از همین نخبگان هستند.

استاد
شهریار با همه حالی كه در زبان خود تحصیل نكرده اما، اثر حیدر بابایش راكه
به زبان تركی آذربایجانی نوشته است به دهها و به روایتی به 96 زبان زنده
دنیا ترجمه شده است و در اثر فارسی هم سرآمد شعرای معاصر ایران است .

جالب
است كه آقای طباطبایی می­فرمایند: «دولتهای ایران [كه البته منظور ایشان
احتمالا از زمان حاكمیت رضا شاه به بعد است] از بسیاری از دولت­های اروپایی
مانند فرانسه كه بعد از انقلاب با یك سیاست خشن فرهنگی همه زبانهای رایج
را از بین برده و یكسان سازی كرد بهتر عمل كرده است».

جناب
آقای طباطبایی چه خشونتی بالاتر از این می­شود به تركهای ایران با
میلیونها جمعیت كه به تعبیر بعضی­ها بیشتر از فارس زبانها هستند روا داشت
كه بیشترین تحقیرها و توهین­ها در حق آنها از طُرق مختلف چه دولتی و چه غیر
دولتی شده و اجازه تحصیل ابتدایی هم به زبان خودشان به آنها نداده­ اند و
مناطقشان را كه مستعدتر از مناطق دیگر ایران برای توسعه و ترقی است در فقر
اقتصادی نگه داشته­ اند .

آیا
می دانید در رژیم پهلوی برای فارسیزه كردن كودكان شیر خواره آذربایجان
طرحی دادند كه اطفال شیرخواره آذربایجانی در شیرخوارگاههایی كه گردانندگان و
كاركنان آن فارسی زبان باشند نگهداری شوند و مادران آذربایجانی فقط حق
داشته باشند بدون اظهار محبت مادرانه به زبان تركی به شیرخواره ­هایشان،
فقط حق شیردهی به فرزندان خود داشته باشند!

در
كجای تاریخ جهان این عمل وحشیانه و غیر انسانی دیده شده است كه نمونه­ اش
از مغز معیوب راسیست­های فارس در دنیای معاصر تراوش می­كند!

حتماً
شما هم این طرح «ماهیارنوایی» را كه در قالب كتابی منتشر شده و تقدیم به
پدر تاجدار رضا شاه كبیر! شده است را خوانده­ اید و ادامة راه ایشان را در
وقف نامة دكتر محمود افشار به شكل دیگری به نیابت آقای جواد شیخ الاسلامی
دیده ­اید كه حتی این دیدگاه از طرف آقای شیخ الاسلامی تا بعد از انقلاب
اسلامی هم ادامه داشته است[5][5]!

آقای
طباطبایی می گویند : " آذربایجانیها ترك نیستند ، بلكه ایرانیانی هستند كه
به یكی از شاخه های زبانی مشتق از تركی سخن میگویند ؛ مهاجران تركی یا
تركمانی كه به تدریج در مناطق روستایی آذربایجان ساكن شده بودند به تدریج
با ساكنان اصلی درهم آمیخته و در آن مستحیل شده اند . حتی امروزه رگه های
ظاهر تركی را در ساكنان برخی روستاها می توان دید ، اما در شهرهای بزرگ
چنین نیست ."

آقای طباطبایی ! قبلا
گفته شد كه تعریف شما از ایرانی بودن چیست كه تركهای ساكن ایران را غیر
ایرانی می دانید ، از این گذشته اگر تركها مهاجرانی بودند كه به تدریج در
داخل ساكنان اصلی در هم آمیخته و در آن مستحیل شده اند ، پس چرا این
باصطلاح ساكنان اصلی، تركها را در خودشان مستحیل كردند ولی زبانشان را در
زبان باصطلاح آذری مستحیل نكردند ؟

اگر
به تصور شما تركان مهاجردر اقلیت بودند و در میان باصطلاح آذریهای اكثریت
آذربایجان مستحیل شدند، باید زبان تركی این مهاجرین اقلیت هم در داخل زبان
باصطلاح آذری مستحیل می شد و زبان كنونی مردم آذربایجان، زبان آذری مورد
ادعای احمد كسروی و طرفدارانش می شد نه تركی آذربایجان !

آیا
تصور نمی كنید كه قضیه كاملا بر عكس بوده و اگر همه تركان آذربایجان هم
مهاجر بوده باشند و هیچ مشتركات زبانی با بومیان چند هزار ساله سومری ،
ایلامی ، اورارتویی، قوتی، لولوبی ، ماننایی و غیره هم نداشته باشند ، باز
تعداد مهاجران ترك به آذربایجان و دیگر مناطق ایران به حدی زیاد بوده كه
اگر ساكنانی از نوع زبان پهلوی و یا باصطلاح آذری هم در آذربایجان و دیگر
مناطق ترك ایران بوده بر اثر كثرت تركان ، ساكنین غیر ترك این مناطق به حالت اقلیت در آمده وخود و زبانشان هم در داخل تركان مستحیل شده از بین رفته است .

حال
چطور می توان تركان و زبان تركی آذربایجان تاریخی را كه از اراك و همدان و
ساوه گرفته تا ابهر و زنجان ادامه یافته و از تبریز و اردبیل و باكو گذشته
به دربند قفقاز منتهی می شود را آذری از نوع غیر تركی نامید ولی مردم و
زبانی را كه اثر و نشانی از آن در میان تركان این مناطق وسیع نیست به
آذربایجان تحمیل كرد ! آیا اینهمه تركی كه به قول شما به آذربایجان مهاجرت
كرده و در آن ساكن شدند آب شده رفتند زمین و فقط آذریهایش باقی ماندند!

آقای
طباطبایی! چه فرقی بین روستائیان آذربایجان با شهری هایش هست كه فكر می
كنید آثار تركها در روستاها دیده می شود ولی در شهرها نه ؟

اگر
دنبال این جور فرقها هستید ، در مناطق كویری و فارس نشین از این فرقها
بیشتر می توانید پیدا كنید . از این گذشته ، در دنیای مدرن امروز دیگر
دنبال نژاد گشتن فقط در بین مهجورین و نژاد پرستان عقب مانده رواج دارد كه
امیدوارم شما از آن گروه نباشید. در دنیای امروز اعاده حقوق انسانها را با
نژاد و گذشته اشان نمی سنجند ، جهان دموكراتیك و انسانهای آزاده امروز به
دنبال بر آورده شدن حقوق انسانی تمام بشریت در روی زمین بدون توجه به رنگ پوست و نژاد و زبان و گذشته اشان هستند .

اصلا
فرض كنیم تركان ، از دو سال پیش از خواب بیدار شده و دیده اند زبان آنها
با جمعیت 30 میلیونی شان در ایران تركی شده است ، آیا این جمعیت نباید حقوق
زبانی و فرهنگی به نسبت جمعیتشان در ایران داشته باشند ؟

آقای
طباطبایی ! شما انسانهای دیگری را هم به تحقیر و تمسخر گرفته اید كه طبعا
خودشان حق دفاع از خود را دارند ، اما بدانید همان جمهوری آذربایجانی كه
رئیس آن را بیسواد خوانده اید رشد اقتصادی اش در طول چند سال گذشته بیشترین
رشد اقتصادی جهان را داشته و فقط قابل مقایسه با رشد اقتصادی چین بوده است
و در آمد سرانه سالانه این كشور كه در سالهای 1994-1993 فقط حدود 300 دلار
در سال بود در سال 2010 به بیش از 6000 دلار در سال رسیده كه در این سال
در آمد سرانه ایران 4300 دلار بود. جمهوری آذربایجان در سال 2012 ، 9 ممیز ۳
درصد رشد اقتصادی داشته است (6).

15
سال پیش شهر باكو پایتخت جمهوری آذربایجان را با امروز مقایسه كنید ،
آنوقت فرق توسعه و پیشرفت را خواهید دید ، و این در حالی است كه مردم
جمهوری تاجیكستان فارسی زبان ، كه هم زمان با آذربایجان از یوغ شوروی آزاد
شده مستقل شدند ، هم اكنون با فقر و تنگدستی روزگار می گذرانند و بنا به
ادعایی 1121 كیلومتر مربع از خاك سرزمین خودرا هم به نوعی به كشور چین
فروخته اند ! (7)
با
همه این احوال ، ملت ترك آذربایجان بدون توجه به آهنگهای بد صدا ی بعضیها ،
با عزم و اراده و ایمان كامل و با احترام تام به همه زبانها و فرهنگهای
متنوع و رنگارنگ ملل و اقوام ایران و بدون دادن ارجحیت به زبان و نژاد خاص و موهوماتی از این قبیل ، برای
رسیدن به حقوق مادی و معنوی خود و با اعتقاد به برآورده شدن حقوق همه ملل و
اقوام كشور از تحصیل به زبان مادری گرفته تا احقاق حقوق كلی دیگر به نسبت كثرت جمعیت ملیتهای ساكن ایران چه ترك و فارس و غیره ، از راههای مدنی و دموكراتیك تلاش خواهد كرد .

[1][1]-
من مایل نبودم در تعریف «از خودبیگانگی» ازكلمه و تعبیر «آدم عوضی» و
كلمات اینچنینی استفاده شود، اما چون نمی­توانستم دست در نوشته دكتر شریعتی
ببرم مجبور به آوردن این پاراگراف با متن اصلی شدم.





[2][2]-
این نامه تحت عنوان: «نامة سرگشاده سرور محسن پزشكپور (پندار) رهبر پان
ایرانیسم به جناب آقای سید محمدخاتمی رئیس جمهور اسلامی ایران» و در تاریخ
30/9/1377 ارسال شده و در قسمتی از صفحه اول آن چنین آمده بود:

من، بنام یكی از فرزندان این ملت بزرگ و ستمكشیده و بنام نخستین سرباز و كوشندة جبهه نبرد «پان ایرانیسم»... این نامه سرگشاده را به سوی شما می­فرستم.



[3][3]-
در سال 2006 میلادی در جام جهانی ، شعار ورزشكاران ایرانی را با شعار
«ستارگان پارسی» و در سال ۲۰۱۱ در جام ملت­های آسیا ورزشكاران ایرانی
اعزامی به قطر را با شعار «شاهزادگان پارسی» فرستادند و در بازی برزیل هم
«شیران پارسی» شعار ورزشكاران اعزامی ایران به این كشور بود.



[4][4]-
نگوئید افغانستان و تاجیكستان زمانی جزئی از ایران بود، اصلا در زمانی كه
رودكی شاعر بود، كشوری با نام ایران وجود نداشت، در ثانی در آن زمان امرای
سامانی بر مناطق ایران امروزی حاكمیتی نداشتند، ثالثاً مرزهای سیاسی كشورها
همیشه­ ثابت نیست، زمانی و قبل از میلاد ایران امروزی جزئی از امپراتوری
سلوكی، زمانی قسمتی از خلافت اسلامی و نهایتا پارچه ای از امپراتوری بزرگ
تركان بود و عراق عجم، خراسان، فارس، كرمان ، آذربایجان وآسیای صفیر هم
ممالكی از مملكتهای حكومتهای این امپراتوری بزرگ بودند و نامی از ایران هم
در آن زمان نبود.

[5][5]-
من شخصاً این كتاب «ماهیارنوایی» را كه در آن طرح فارسیزه كردن كودكان
شیرخواره آذربایجانی را با وحشیانه­ ترین طریق ارائه می­دهد در سالهای
۱۳۶۰- 1363 خوانده ام و مو بر تنم راست شده است! ادامة این راه در وقفنامه
دكتر محمود افشار به شكل دیگری كه نام «مدرسه­ های مادرانه در آذربایجان»
بر آن گذاشته است آمده است. (پنج وقفنامه­ صص: 28- 27). تفكر راسیستی جواد
شیخ الاسلامی هم در همین زمینه در «مجله آینده، سال هفتم، منتشره در سال
1360 ، شماره­ های سوم، چهارم) آمده است.

[6] گزارش سایت رسمی رادیو تلویزیون تركیه تاریخ انتشار 26.05.2013 09:03:00 UTC یكشنبه -5/3/92-TRT
[7] http://www.tabnak.ir/fa/news/147424/%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B1%D8%B6%DB%8C-%DA%A9%D8%B4
%D9%88%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86


http://moran.mihanblog.com/post/1672:وطنیم ایران.آنا یوردوم آذربایجـــــــان

سه شنبه 15 مرداد 1392 - 12:24
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
ارسال پاسخ



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :